هرروز یک شنبه-زنگ اول- یک صدای همیشگی هرروز می گوید:سلام بچه ها بشینیدلطفا.سرکلاس دارد درباره ی مغار به قول آقای علیجانیان وزوز می کند واقای لیبی پور(مصری پور)داره قیافه ی زاقارتش را می کشه.بدجوری به دماغش گیرمیده.سرکلاس آقای تاجر وmilkali(شیرآلی)دارند مشق می نویسن که با پس کله ای می اندازتشون بیرون ومیگه وقتی زیر میزی می نویسین آقای بوق امامی می اید ومی بیند وگی رمی دهد(بابا بدبخت اخه هرکی قیافه ی زاقارتتو ببینه یا ازترس می میره یا ازخنده ولی یادم نبود 6*6*0داداشته.
بعدازاین کارها نمی دونم چی شد که یهو پرید رفت تو اینکه امروزه درجامعه ما نوجوانان شلوترهایی می پوشند که می پوشی تانشوه.دراین جامعه همچنین دخترها وقتی یک دوست پسر پیدا می کنند میان میگن وما یه ی افتخار خانواده میشن همچون خوداقای هاف هاف.یک سری مطالب فوق بوق زد از جمله فاق و زبانه وفاق شلوار کجاست؟ای بی شعور.
نبوددرجهان خرد ادمی چو3*4
نباشدکه که تر در بشر خرتر ازدبل هاف
نبیندبنی ادم که داداش یکدیگرند
که ازادمی چون ندانند ازهمه خرترند
هاهاف هاف هاهاف 3*4 3*4
رجایی رجایی بشین سر جات
منم ان که که باشم 6*3*3
منم داداشش دبل هاف چه خره
منم رجایی با موهای موزی
نمی دانم ادم چیست
چون باسوال های من همه شدن زیر بیست
گرفتم من بیست را زطلاب علم
نخواهم بگیرند بیست را زترم
ماهمه با هم خیلی خریم
همگی با هم گاو نریم
سواری میدیم سوارشین
ماگاونریم شما بشین
*خدایا همه ی وجودم را صرف خواندن حرفه کردم ولی آخرکه چه؟...
آخر8شدم وشانسی شانسی بدنشدم(البته ایناز8 است).خدایا کمکم کن تاسراین جلسه ی چرت وپرت بتوانم این برگه ی لعنتی رابه اتمام برسانم.خدایا این هاف هاف آدم بشو نیست ونخواهد بودآخر چرا اغلاطی را که حق بچه ها نبوده راگرفته ای؟
معبودا.ریشه ی همه ی ظالمان رابکن وآنها راادم کن تا چه بسا باشعورشوند کمش چیزی بفهمند.خدایا این کثافت راادم کن آخرادم روانی که تخیل داری وچیزی نمی فهمی .
خدایا هنر نزد من است وبس
بسی خشگلم ودانا وبس
معبوداریشه ی هاف هاف ودوازده رااززمین برکن زیرا دیگرحال انتقادندارم.ریشه ی ظالمان رااززمین برکن تازندگی زیبا شودوهمه خشنودشوند وتونیز ازماراضی شوی.آخی،خدایا شکراین تمام شد وتوانستم سرکلاس برادردوازده(هاف هاف) این راتمام کنم وراحت شوم آخه برگم راتوخونه جاگذشتم.*
پایان